سفارش تبلیغ
تحریم المپیک لندن
پنجره

بسمه تعالی
على بن ابى حمزه مى‏گوید:
دوستى داشتم که در دستگاه بنى امیه نویسنده بود، از من خواست از حضرت‏ صادق علیه السلام براى او وقت ملاقات بگیرم، حضرت اجازه داد. چون وارد شد سلام کرد و نشست و عرضه داشت: فدایت شوم، در ادارات بنى امیه نویسنده بودم و از اینرو مال فراوانى به دست آوردم.
حضرت فرمود: اگر بنى امیه کسى را نمى‏یافتند تا در تمام امور به آنان کمک دهد، امر مال و غنیمت و مسئله جنگ و امور سیاسى و اجتماعى، قدرت غارت کردن حق ما را نداشتند، اگر مردم آنان را رها مى‏کردند چیزى جز آنچه در دست داشتند، نمى‏یافتند.
مال حرام
جوان عرض کرد: فدایت شوم راهى براى خروج از مال حرام جهت من هست؟
فرمود: اگر راهنمایى کنم مى‏پذیرى؟ عرضه داشت: آرى، فرمود: از آنچه از این راه به دست آورده‏اى بیرون شو، اگر صاحبان مال را مى‏شناسى به آنان برگردان، اگر نمى‏شناسى از جانب آنان صدقه بده، در این صورت من بهشت را براى تو ضامنم!
جوان زمانى طولانى سکوت کرد و سر به زیر انداخت، سپس گفت: فدایت شوم، انجام دادم.
او با ما به کوفه برگشت، چیزى نبود جز این‏که از آن جدا شد حتى از لباس ضرورى بدنش، ما براى او لباس تهیه کردیم و مختصر نفقه‏اى به او مى‏رساندیم.
چیزى نگذشت که مریض شد، به عیادتش رفتیم، در یکى از عیادت‏ها او را به حال احتضار دیدم، چشم گشود و گفت: اى على بن ابى حمزه! به خدا قسم! امام صادق علیه السلام به عهدش وفا کرد!
این را گفت و چشم از جهان بست. چون به خدمت امام رسیدم به من نگریست و فرمود: عهدم را نسبت به دوستت وفا کردم، گفتم: فدایت شوم، راست مى‏گویى، او این مسئله را به وقت مرگش به من خبر داد. در هر صورت از مال حرام به هر صورت که هست بپرهیزیم، زیرا مال حرام‏ باعث تاریکى باطن و غضب حضرت حق و دور افتادن از رحمت دوست و در بسیارى از مراحل، علت بطلان قطعى واجبات مانند نماز و طواف حج است.


نوشته شده در  دوشنبه 15/12/90ساعت  8:49 عصر  توسط وحیدی 
  نظرات دیگران()



بسمه تعالی


همشیره هایش دورش را گرفتند و گفتند: دیگه وقتشه جواد. ما می خوایم زنت بدیم. 
  نه نیاری که دل آیجی ها می شکنه؟ بگو چشمت دنبال کیه تا بریم پاشنه ی در خونه شو دربیاریم. 
            جواد خیلی با حیا بود. خواهرها که دیدند قفل زبان برادر باز نمی شود ، پا پی اش شدند که باید روی کاغذ اسمشو بنویسی .
جواد برگه را برداشت و نوشت. خواهر ها کلی ذوق کردند و ورق را قاپ زدند .....حسابی دمق شدند. نوشته بود:
                    "مزد جهاد، شهادت است” 
                                       
 شادی روح شهید جواد عنایتی صلوات

شهید جواد عنایتی



نوشته شده در  دوشنبه 17/11/90ساعت  10:25 عصر  توسط وحیدی 
  نظرات دیگران()

بسم الله الرحمن ارحیم      
 پس از جبهه گیری غلط خواص در تهاجم فرهنگی، رهبر معظم انقلاب آرایش جدیدی را برای خواص تعریف کردند تا ریشه ای تر با وادادگی فرهنگی مقابله کنند. در تشکیل مواجهه قبلی با خمودی خواص موفقیت چندانی درمقابله با تهاجم فرهنگی دیده نشد و بازتاب سیاسی این کم کاری با روی کار آمدن اصلاح طلبان رنگ و رویی رسمی گرفت. هرچند، مار خوش خط خال غربگرایی آنقدر زیبا نبود که مردم را بتواند مهمان دائمی سفره غربزدگان


 کند، اما زنگ خطری بود که می طلبید خواص انقلابی تکانی به خود داده و تدبیری بیندیشند.


علوم انسانی


ادامه مطلب...


نوشته شده در  پنج شنبه 13/11/90ساعت  2:43 عصر  توسط وحیدی 
  نظرات دیگران()

 بسمه تعالی


 


     


بیش از یک دهه از تذکر رهبر معظم انقلاب در مورد خطر تهاجم فرهنگی می گذرد .  این کلمه  در زبان اهل سیاست و فرهنگ و رسانه چرخیده و هر کس از زاویه ای به آن نگاه کرده است . گاه پتکی بود که بر نسلی و یا قشری از جامعه زده شد، اما ندیدن عقبه های فکری آن جز تنش های اجتماعی و فاصله اقشار جامعه از یکدیگر کمتر فایده داشته است.


 


غربزدگی، سیاهی محض است؛ تمام چیزیست که در این بین شجاعانه از زبان بعضی شنیده می شود ولی در پای بیان چرایی ، علت ها و بررسی ریشه ها زبانها لکنت می گیرد و مخاطب غرق سوال را مبهوت نگاه می دارد.


علوم انسانی 


ادامه مطلب...


نوشته شده در  جمعه 7/11/90ساعت  9:59 صبح  توسط وحیدی 
  نظرات دیگران()

بسم الله الرحمن الرحیم


از غریبی تو گفتن زبانی پاک می خواهد و از سکوتت حرف زدن لبانی مطهر. قلب مکدر ما کجا و ورود به حرم بهشتی جمال صفات تو کجا! سرم را پایین می اندازم و می آیم، می دانم جای دیگر ندارم که بروم ، با توشه ای ناچیز اذن می گیرم و وارد می شوم باذن الله و اذن رسوله و باذن ملائکته.....


بقیع


ادامه مطلب...


نوشته شده در  چهارشنبه 5/11/90ساعت  11:30 صبح  توسط وحیدی 
  نظرات دیگران()


لیست کل یادداشت های این وبلاگ
مال حرام‏
دختر مورد علاقه سردار
علوم انسانی و تهاجم فرهنگی (2)
علوم انسانی و تهاجم فرهنگی (1)
غربت عریب
[عناوین آرشیوشده]